تبليغاتX


:: عشق يعني خلوت عاشق به شب ، جانماز نيمه باز :: عشق يعني لحظه ي تكبير روح ، جسم خاكي غرق در احرام نور :: عشق يعني اشك توبه در قنوت ، خواندنش با نام غفارالذنوب :: عشق يعني چشمها هم در ركوع ، شرمگين از نام ستارالعيوب :: عشق يعني سر سجود و دل سجود ، ذكر يارب يارب از عمق وجود :: عشق يعني لحظه ي ناب دعا ، التماس ديدن رخسار يار :: 






 

الـــــهـــــام خانومی من دوســـــت دارم

جوک، اس ام اس، عشقولانه، عکس، باحال و ...
داغونم.....
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 9:33 بعد از ظهر
  به قلم: یکی که عاشق بود و هست....  | 

هیچ کس تنهایی مرا باور نکرد. حتی کسی که با من گریه کرد.....

سُبْحانَكَ يا اَللّهُ تَعالَيْتَ يا رَحْمنُ

 

اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ

 

سُبْحانَكَ يا خافِضُ تَعالَيْتَ يا رافِعُ اَجِرْنا مِنَ النّارِ يا مُجيرُ

+ نوشته شده در  جمعه ششم شهریور 1388ساعت 12:7 بعد از ظهر
  به قلم: یکی که عاشق بود و هست....  | 

هیچ کس تنهایی مرا باور نکرد. حتی کسی که با من گریه کرد.....
سلام الهام جان...

مرسی ازلطفت... نه به خدا راضی نیستم برام هدیه بخری بفرستی...

میگم روز تولد حضرت علی (ع) یادت بود... ولی روز تولد خودم نه!!!!!!!!!

پسووردت کار کرد... دوباره امتحان کردی...!!!! چرا آپ نذاشتی....

راستی.. دلم برات یه نموره شده.. اندازه سوراخ جوراب پای یه مورچه!!!!

پ.ن:

از اشتوم موگو

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 0:8 قبل از ظهر
  به قلم: یکی که عاشق بود و هست....  | 

هیچ کس تنهایی مرا باور نکرد. حتی کسی که با من گریه کرد.....
سلام الهام....

من کاربری تورو اصلاْ غیرفعال نکردم...نمیدونم...ولی ... بلاگفا ایراد داره...

به جان خودم اصلاْ غیرفعال نیستی...من دست نزدم به وبلاگ

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 8:56 بعد از ظهر
  به قلم: یکی که عاشق بود و هست....  | 

هیچ کس تنهایی مرا باور نکرد. حتی کسی که با من گریه کرد.....
سلام الهام گلم...

خوبی ....

اینو تقدیم می کنم به تو...

وقتی گریبان عدم
با دست خلقت می درید
وقتی ابد چشم تو را
پیش از ازل می آفرید
وقتی زمین ناز تو را
در آسمانها می کشید
وقتی عطش طعم تو را
با اشکهایم می چشید
من عاشق چشمت شدم
نه عقل بود ونه دلی
چیزی نمی دانم از این
دیوانگی و عاقلی
یک آن شد این عاشق شدن
دنیا همان یک لحظه بود
آن دم که چشمانش مرا
از عمق چشمانم ربود
وقتی که من عاشق شدم
شیطان به نامم سجده کرد
آدم زمینی تر شد و
عالم به آدم سجده کرد
من بودم و چشمان تو
نه آتشی و نه گلی
چیزی نمی دانم از این
دیوانگی و عاقلی

 

 

ادامه مطالبو حتماْ بخون...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 6:48 بعد از ظهر
  به قلم: یکی که عاشق بود و هست.... 

هیچ کس تنهایی مرا باور نکرد. حتی کسی که با من گریه کرد.....
 

© 2006-2007 Kiyanooshansari.blogfa.com - All rights reserved - Powered by Blogfa.com - Temp by  K I Y A N S O F T